اسب به تاخت دور ميشود و سوار در غبار گم. عصاي مرد كورچاله را پيدا كرده است و به ترديد ميلرزد.
پسركي ژوليده به دور از چشم همه مشتي خاك از خيابان بر ميدارد و كنار ديوار كاهگلي، بازي هر روزش را از سر ميگيرد شايد در انديشه برپا كردن ساختمان و خياباني دلپذيرتر است.
شهري بدون چاله، بيغبار خاك و همراه با درختاني سرسبز و بلند. خيال پسرك را صداي سمكوب چهاراسب ابلق كه درشكهاي را ميكشند، نقطه چين ميزند.
همه اين تصاوير متعلق است به بيش از صد و پنجاه سال پيش تهران. زماني كه هنوز تهران ساختماني به نام شهرداري نداشت. دارالخلافه ناصري برپا و تهران رنگ و روي پايتختي به خود گرفته بود، اما كوچهها و خيابانها همچنان خاكي و ابتدايي به زندگي خود ادامه ميداد و سرنوشت خود را دنبال ميكرد.
روزگاري كه با پريدن آفتاب زرد همه جا مثل قير سياه ميشد و تنها قرص نقرهاي ماه اگر بود به بازار و برزن روشنايي ميپاشيد. فانوسها به دور از شكوه ارگ سلطنتي دربار قاجاري، دايره كوچك حضور يك خانواده را تا مدت كوتاهي روشن نگه ميداشتند. اما جاي ساختمان شهرداري همچنان خالي بود و سوار در غبار گم ميشد.
نخستين زمزمهها
به دور از خيال لرزان پسرك، سالها بعد اداره بلديه در ۱۳۰۰ با تشكيلات جديد تاسيس شد. گاسپار ايپگيان به عنوان رئيس بلديه تهران معرفي و مأمور تشكيل اداره جديد شد. بلديه داراي شش اداره بود. اداره صحيه و معاونت عمومي؛ اداره محاسبات و عايدات و اداره امور خيريه؛ اداره ساختمان، روشنايي و مياه(مردگان)، اداره تفتيش، سجل احوال، احصائيه و نشريات؛ اداره كابينه پرسنل، تنظيمات، ملزومات، اجراييات و رسومات.
گاسپار ايپگيان اقداماتي مهم در تهران انجام داد. از جمله آن، تأمين روشنايي خيابانهاي مهم تهران با چراغ برق در خيابانهاي اميريه، لالهزار، اسلامبول و علاءالدوله بود. بدينترتيب خيابانهاي تهران بعد از مدتها رنگ روشنايي را به خود ديد. البته مدتها قبل خيابان چراغ گاز كه پشت ارگ سلطنتي قرار داشت، به وسيله فانوسها چراغاني شده بود، اما اين اقدام بلديه بيشتر مورد توجه قرار گرفت.
پس از چندي بلديه صاحبان دكانهاي خيابانهاي لالهزار و علاءالدوله و ناصريه را موظف كرد دروپيكر مغازهها را رنگ كرده و تابلوهايي خوانا بر سردرشان نصب كنند. پشت شيشهها را پاك كرده و از نامهاي فارسي استفاده كنند. ماموران اداره صحيه بهطور مرتب، به دكانهاي آشپزي، كله پزي، چلوكبابي، سلماني و حمامها سركشي كرده و به نظارت امور نظافتي آنها ميپرداختند.
ايپگيان دستور بناي ساختمان بلديه در ميدان توپخانه و خاكريزي و تسطيح خيابان چراغ برق را صادر كرد. همچنين اين اداره به آبپاشي و رفتوروب خيابانها و كوچهها و جمعآوري زبالهها اقدام كرد و براي كوچهها و خيابانهاي شهر، با نصب تابلوهايي نامگذاري كرد. ايپگيان به عنوان اولين شهردار رسمي شهر تهران توانست به امور شهري تهران نظم دهد و چهره تهران را از شهري ابتدايي به پايتختي منظم تبديل كند.
بعدها كه سيدضياء از كار بركنار شد، رئيس اداره بلديه نيز از كار كنار رفت و به جاي وي دكتر عليخان حكيم اعظم به عنوان رئيس اداره بلديه معرفي شد و تا مدتها به كارش ادامه داد، اما پس از چندي او نيز بركنار شد و با روي كار آمدن رضاخان پهلوي، اداره بلديه رئيسي جديد يافت؛ سرهنگ كريمخان بوذرجمهري. قزاقي كه پا به پاي رضاخان مدارج رشد را پيمود و در به قدرت رسيدن او سهم بسزايي داشت.
يك شهردار و يك ميدان
كريمخان بوذرجمهري يكي از افسران قزاقخانه و جزو ابوابجمعي رضاخان بود. او با روي كار آمدن رضاخان، به سمت رئيس بلديه تهران منصوب شد. بوذرجمهري در اولين گام ميدان توپخانه را به شكلي جديد طراحي و احداث كرد.
درست در زماني كه رضاخان به قصد پايان دادن به غائله خوزستان قصد لشكركشي به آنجا را داشت. او كه تصميم گرفت، لياقت خود را به سردار سپه نشان دهد، با كمك يك مهندس روس طرح اوليه ميدان توپخانه جديد را پيريزي كرد. نقشه اوليه اين ميدان برگرفته شده از ميدان اصلي شهر پطروگراد بود.
كريمخان توانست با كمك اين مهندس، ميداني زيبا و بزرگ بنا كند كه هديهاي باشد براي رضاخان پيروز كه از سركوبي يك قيام باز ميگردد. اين ميدان در روز يازدهم دي ماه ۱۳۰۳ توسط رضاخان افتتاح شد.
بوذرجمهري قريب به ۱۰ سال شهردار تهران بود و كارهاي بسياري را انجام داد. خيابانهاي متعددي را به وجود آورد و تهران را گسترش داد و در حاشيه آن دست به كارهاي عمراني زد. يكي از برنامههاي او سنگ فرش كردن خيابانهاي اصلي تهران بود كه در آن زمان از ميدان توپخانه تا خيابان باغشاه امتداد داشت و همچنين خيابان اميريه را در برميگرفت. يكي ديگر از اقدامات مهم بوذرجمهري راهاندازي خطوط اتوبوسراني بود.
خطوط اتوبوسراني تهران با ۳ خط كار خود را شروع كرد و به تدريج توسعه يافت. مجموع اين اقدامها از بوذرجمهري در نزد مردم، چهرهاي موفق از او ساخت، اما چندي نگذشت كه او ناگهان مورد تنفر قرار گرفت.
بوذرجمهري با از بين بردن دروازههاي تهران كه از عهد ناصرالدينشاه به جا مانده بود و جزو آثار تاريخي كشور و شهر تهران محسوب ميشد نام خود را خراب كرد. او ميخواست به هر قيمتي كه شده تهران را توسعه دهد و انگار اين دروازهها مزاحم كار او بودند.
حتي در بعضي جاها براي احداث خيابانهاي جديد او مجبور شد درختان كهنسال را كه بيش از ۳۰۰ سال عمر داشتند از ريشه درآورد.
بسياري از مردم به مقابله با او برخاستند و او را دشمن آثار تاريخي طهران ناميدند. خيلي زود محبوبيت او از دست رفت. كريمخان بوذرجمهري بعدها بهعلت بيماري از كار بر كنار و به منظور مداوا، عازم اروپا شد.
خياباني به نام شهردار سابق
سرتيپ هوشمند نظامي ديگري كه به جاي بوذرجمهري نشست نتوانست چندان موفق باشد. هوشمند قبلا رئيس اداره ثبت احوال و آمار بود. او افسري فعال بود ولي از بخت بد يك روز يادش رفت دستور بدهد مسير عبور رضاخان را آبپاشي كنند. به هنگام عبور رضاخان از خيابان اصلي ناگهان گرد و خاك هوا را فرا گرفت. شايد همين مساله كافي بود تا او كارش را از دست بدهد. به جاي او ميرزا قاسمخان تبريزي ملقب به صوراسرافيل رئيس اداره بلديه شد.
اين شخص قبلا رئيس اداره بلديه اصفهان بود و در زيباسازي اين شهر نقش به سزايي داشت و از همانجا به رياست اداره بلديه تهران برگزيده شد ولي در تهران كاري از پيش نبرد. بعد از او چند نفر ديگر مانند گلشائيان و فروزان و مصطفيقلي رام و فضلالله بهرامي به رياست شهرداري تهران رسيدند و هيچكدام خدمات شاياني در اين پست انجام ندادند تا اين كه در سال ۱۳۲۶ شخصي به نام مهدي مشايخي رياست شهرداري تهران را به عهده گرفت.
او تصميم گرفت آب شرب تهران را لولهكشي كند و براي اين كار با شركت انگليسي الكساندر گيب قرارداد امضا كرد. اما مشايخي در اين كار ناموفق ماند، چرا كه دهها چاه در تهران زده شد ولي هيچكدام از آنها به آب نرسيد و او نيز كارش را از دست داد و به جاي او شخصي به نام دكتر محمد خلعتبري شهردار تهران شد، ولي بعدها اين شخص بخاطر فساد مالي بازداشت شد.
حسام دولتآبادي جانشين او در شهرداري شد ولي او هم در اين پست چندان موفقيتي نداشت و بعد از مدتي جايش را به محمد مهران داد. محمد مهران نيز به مانند سايرين در اين پست دوام نياورد و بعد از او افراد زيادي شهردار تهران شدند، ولي آنها هم به سرنوشت اسلاف خود دچار شدند.
مردي كه آب كرج را به طهران آورد
ماجرا اما چهرهاي ديگر پيدا كرد، شهردار مشهد موسي مهام رياست شهرداري تهران را به عهده گرفت و علاقه زيادي به گلكاري و ساختن بلوار و آبنما از خود نشان داد. يكي از مهمترين كارهاي او ساختن بلوار آب كرج (بلوار كشاورز فعلي) بود. اين بلوار بين زمينهاي جلاليه و دانشگاه تهران قرار داشت، آب نهر كرج در آن جاري بود و جزو گردشگاههاي عمومي مردم تهران محسوب ميشد.
در آن زمان ميدان اسبدواني تهران نيز در همين زمينهاي جلاليه قرار داشت كه بعدها پارك لاله به جاي آن ساخته شد و هتل بزرگ اينتركنتينانتال (هتل لاله) نيز در كنار آن احداث شد.
موسي مهام بعد از احداث اين بلوار ميدان وليعصر فعلي را نيز ساخت. بطور كلي موسي مهام در زيباسازي چهره شهر تهران نقش به سزايي داشت، ولي از آنجا كه هيچ كس در اين شغل دوام نياورد او نيز جاي خود را به فتحالله فرود داد.
اين شخص ارتباط خوبي با مردم جنوب شهر برقرار كرد و در دهه۴۰ تصميم گرفت زاغههاي جنوب شهر تهران را از بين ببرد و به جاي آنها خانهسازي كند. اين طرح او با موفقيت روبهرو شد، اما بعد از انجام آن، او نيز از شهرداري رفت و دكتر محسن نصر شهردار تهران شد.







